تبليغاتX
---=زندگی بدون توقف=---
---=زندگی بدون توقف=---
*~*~HaPpY bIrThDaY tO mY bLoG!!!~*~*

سلام به همـــه ی دوســـــتای عزیـــــــــــــــزم

امیدوارم که شاد و سرحـــال باشیــــــــد

خودتون می دونیـــــد که من زیاد اهل مقدمه چینی نیستـــم

پس خیلی سریع میرم سر اصـــــل مطلـــب 

پارسال توی یه همچین روزی من به  سرم زد که یه وبلاگ راه بندازم و در واقع این وبلاگ گلچینی باشه از مطالب و چیزایی که به نظرم ارزش خوندن رو داشته باشن و حتی گاهی خاطراتم رو توش بنویسم...

خوب حالا دقیقا ۱ سال از اون روز می گذره و من امروز می خوام تولد یک سالگی وبلاگم رو با حضور شما دوستان عزیزم که همیشه در کنارم بودید و تنهام نذاشتید جشن بگیـــرم

امیدوارم توی این مدتی که از راه افتادن این وبلاگ می گذره ، مطالب وبلاگ براتون مفید بوده باشه و اگر کم و کاستی هم داشته به بزرگی خودتون ببخشید و حتما بهم تذکر بدید تا اصلاح بشه.

از همتون ممنونم که به این وبلاگ سر می زنین...این دفعه کادوی تولد (نظر comment) یادتون نره

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

!!!Happy birthday to my BLOG

 



| *| نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~تنهایم گذاشتی...~*~*

LoverFA.ir

دیشب در لابه لای خاطراتم باز به اسمت رسیدم و دوباره تمامی خاطراتت را به یاد آوردم.

شروع كردم به مرور خاطرات تلخ و شیرین...ولی به ناگاه به جایی رسیدم

كه دیگر خبری از خاطره ای شیرین نبود و هر خاطره تلخ تر از خاطره قبلی بود .

خاطرات را به انتها رساندم ولی به ناگاه به سیاهی رسیدم و سكوتی وهم انگیز.

دیگر هیچ پیدا نبود .

در تاریكی به دنبال راه خروجی می گشتم و ناگهان نوری در امتداد تاریكی از دور دستها

نمایان شد... به سمت نور حركت كردم و همزمان نور وسعتش بیشتر میشد تا از آسمان

دستی آمد و گفت امید همیشه هست به خودم آمدم اشك هایم سرازیر بود

و لباس هایم خیس خیس انگار كه ساعت ها زیر باران قدم زده ام.

ولی ای کاش می شد فراموشت کنم...



| *| نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~♥♥~*~*



فقط می گويم بگذار دوستت داشته باشم.......


به تو نمي گويم عاشق باش و دوست داشته باش


به تو نمي گويم عشق را صميمانه بپذير و در آغوش بکش


به تو نمي گويم هر گاه به جاده زندگي رسيدي


راه پر سوز و گداز عشق را انتخاب کن ...


و به تو نمي گويم هرگاه غارتگر عشق ،


عشق را غارت کرد ، لبخند بزن


فقط به تو مي گويم در روياهايت دوستم داشته باش


و بگذار در واقعیت ها دوستت داشته باشم .......



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~~*~*

سلام به همه ی شما دوستان عزیز. ممنونم از همگی که همیشه با نظراتتون باعث دلگرمی من میشین و تنهام نمی ذارین! بعضی از دوستان گفته بودند که از غیبتت توی این مدتی که نبودی بنویس...راستش اتفاق خاصی نیفتاده بود،فقط یه خورده سرم شلوغ بود و وقتم محدود... و یه توضیحی هم باید بدم در رابطه با مطالب وبلاگ. این که بعضی از دوستان میگن بعضی از مطالب قدیمی هستش. خوب باید خدمتشون عرض کنم که خود من هم این مطالب رو قبلا خوندم ولی به نظر من هر چیزی اگه قشنگ باشه هیچ وقت قدیمی نمیشه. به هر حال باز هم از همه ممنونم. من احتمالا یه مدت باز هم فرصتش رو ندارم که بیام نت، واسه همین فرارسیدن سال جدید و عید نوروز رو پیشاپیش به همه ی شما دوستای عزیزم تبریک میگم و امیدوارم که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید. موفق و موید باشید.



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~رنگ عشق!~*~*

دختري بود نابينا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنيا تنفر داشت
و فقط يکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنين گفته بود
« اگر روزي قادر به ديدن باشم
حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنين شد که آمد آن روزي
که يک نفر پيدا شد
که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد
و دختر آسمان را ديد و زمين را
رودخانه ها و درختها را
آدميان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به ديدنش آمد
و ياد آورد وعده ديرينش شد :
« بيا و با من عروسي کن
ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزيد
و به زمزمه با خود گفت :
« اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ »
دلداده اش هم نابينا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسري با او نيست

***
دلداده رو به ديگر سو کرد
که دختر اشکهايش را نبيند
و در حالي که از او دور مي شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »



| *| نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~روش هایی برای حفظ حریم شخصی در دنیای مجازی~*~*

www.miadgah.org روش‌هایی برای حفظ حریم شخصی در دنیای مجازی


این لیست می‌تواند تا حدی به حفظ حریم شخصی شما در فضای آنلاین کمک کند و به شما یادآوری می‌کند که دنیای مجازی خیلی هم امن نیست.
از خانه‌تان خارج شدید تا خیابان پایینی قدم زدید، جلوی ویترین چند فروشگاه چند دقیقه‌ای صبر کردید، از دکه روزنامه ‌فروشی مجله‌ای خریدید، از بانک پول گرفتید و به فروشگاه رفتید و کلی هم خرید کردید و در راه برگشت به خانه تلفنتون زنگ خورد و با دوستتان گپ زدید و به خانه رسیدید. در این مسیر کلی آدم دیدید که نه آن‌ها شما را می شناختن و نه شما آن‌ها را.

این چند سطر می‌تواند سناریوی یک روز ما باشد. ما در زندگی روزمره یاد گرفتیم که چطور به همه کارهایمان برسیم و حریم شخصی و خودمان را حفظ کنیم ولی هنوز بلد نیستیم چطور در دنیای مجازی زندگی کنیم.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~ » سوالها و جوابهاي خنده دار~*~*


چرا در اينترنت به جاي يك دبليو سه تا مي گذارند ؟ چو ن كار از محكم كاري عيب نمي كنه

! اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه میشود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد

چرا مار نمی تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد

برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

! نصف النهار چیست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است

آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

چرا دوچرخه خودش نمی تواند بایستد؟ چون خیلی خسته است!

اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می كند؟ براش صندلی می گذاریم !

دارچین چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

اگر شخصی خیلی سر شناس باشد به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنیم ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

-چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

اختراعی که برای- جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند



| *| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~چگونه جذاب و دلربا باشیم~*~*

 www.miadgah.org چگونه جذاب و دلربا باشيم

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~نقاشی های جالب روی بدنه ی هواپیما~*~*

| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~آخرین مدل حالگیری!!!~*~*

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان

عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~آخرین کلمات شخصیت های مختلف قبل از مرگ~*~*

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شناخت شخصیت از روی حرکات چشمها~*~*


شناخت شخصيت از روي حرکات چشمهاwww.miadgah.org

سطح چشمها: در يك گروه، معمولا فردي كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايستاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهد نشانگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركت غير ارادي يك افشاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم به سمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشاره بر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه تمايل به آشنايي بيشتر است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميگويد: "مايلم با شما بيشتر آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

چشمك: چشمك يك علامت غرض آلود است. نشانگر آن است كه رمز و رازي ميان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شود كه دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اي از اين هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مي اندازد.

http://miadgah.org



| *| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~زخم بر پیکر خورشید~*~*

او که ....

همه آفرینش او را می شناسند و نامش پهنه گیتی را پر ساخته است.

یا حسین

او که مایه دلگرمی و امید هر مظلوم و بی پناهی است و با این حال همانی است که ارکان ستم را می لرزاند و فرو می پاشد.

او که بین زمین و آسمان غوغا بپا کرده است و فرشتگان آسمان او را می ستایند و مرغان هوا و ماهیان دریا در غم تنهایی و مظلومیت و عزای او می گریند.

او که در عبودیت و بندگی، تنها در برابر خالق یکتا سر فرود می آورد و تمامی بت ها و بت پرستان را در زیر پای توحیدی خود خرد ساخته و نابود می سازد.

موحد شب زنده داری که بهترین لحظات زندگی را در مناجات و راز و نیاز با معبود خویش می داند.

همو که عاشق نماز و تلاوت قرآن و مناجات با رب العالمین است تا آنجا که شب عاشورا را نیز غنیمت می شمرد ؛ همان کسی که برای هیچ چیز حاضر به درخواست از دشمن نیست اما عشق به همنشینی با پروردگار او را وادار به درخواست مهلت یک شب از دشمن می کند و برادر و مادر خود را واسطه این مهلت قرار می دهد.

 

محرم

او که در خدمت به بندگان خدا و رساندن غذا به فقیران و مستمندان مرارت و سختی را بر خود همواره می سازد و نیمه های شب، کیسه های آذوقه و غذا را بدوش می کشد و خانه به خانه به یاری آنان می شتابد و به وضع فقیرانه آنان رسیدگی می کند و چون پیوسته چنین بود ، شانه های مبارکش زخم کهنه ای داشت که موجب شد در واپسین روز یازدهم محرم توجه همگان را بخود جلب کند بگونه ای که وقتی راوی از فرزند عزیزش زین العابدین علیه السلام از این زخم کهنه می پرسد (چونکه نمی توانست از زخم های حاصل از شمشیر و نیزه روز عاشورا بوده باشد) پاسخ شنید که این زخم آثار به دوش کشیدن انبانهای غذا و آذوقه هایی است که پدرم شبانه به در خانه مستمندان و مسکینان می برد.

او که در شجاعت و پایمردی و استقامت و جنگ آوری چشم دوست و دشمن را خیره کرده بود.

کسی که دشمنان زیادی بر او تاختند و فرزندان و اهل بیت و یارانش را کشتند؛ اما قوی و دلدار و مصمم و مطمئن در برابر خصم ایستاد و هر چقدر که تنهاتر شد و یا به پایان عمر نزدیکتر، برافروخته تر و شادابتر گردید و با نشاطتر.

وقتی به انبوه دشمن حمله می برد، دشمن از مقابل او همچون فوج ملخهای گرفتار در گرداب طوفان پا به فرار می گذاشتند و یکدیگر را زیر پای خود له می کردند. و او با قوت به جای خود برمی گشت در حالیکه می فرمود "لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم"

وقتی به انبوه دشمن حمله می برد، دشمن از مقابل او همچون فوج ملخهای گرفتار در گرداب طوفان پا به فرار می گذاشتند و یکدیگر را زیر پای خود له می کردند. و او با قوت به جای خود برمی گشت در حالیکه می فرمود "لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم"

او که همچون آسیای عرب بگردد و قهرمانان را خرد کند و در جنگ وارد نشود مگر با عزم و اراده ای که مرگ از او بترسد.

صاحب همتی که اگر بخواهد گام بر شانه ستارگان می نهد.

شجاع و دلاوری که مرگ را تنگ در آغوش خویش می کشد تا همه آنان که جمع شده اند برای تکه نانی یا قطعه پارچه ای و یا بدست آوردن عنوانی او را بکشند شرمسار خویش سازد.

آزاده ای که مرگ را بر زندگی با فرومایگان ترجیح می دهد و زنده بودن در کنار ستمگران و را ننگ و زبونی می داند و کشته شدن در راه دین و کرامت و آزادگی را زنده بودن جاودانه می داند.

سلام بر او روزی که تولد یافت و روزی که به شهادت رسید و روزی که برانگیخته خواهد شد.

منبع:سایت تبیان



| *| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~میا ای آفتاب~*~*

نوحه، محرم، امام حسین

این شعر از كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر توانای آستان اهل بیت، جناب آقای غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقای حسین فتحی تهیه و تنظیم گردیده است.

 

میا ای آفتاب

 

متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را                  ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را

بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب           که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا  را

بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب                  که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را

ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق                 صدای العطش آتش زده اعماق دریا را

وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم!                  که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را

نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را             که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا                          که  با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را

الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق                 که در گودالِ خون، زهرا  نبیند ظهر فردا را

بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها                    که دریابید زیر خارها گل های طاها را

سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم           میان این دو صف بشناس دنیا و عقبا را



| *| نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شهیدی با نمره ی بیست و یک!~*~*

"شهید مصطفی چمران"... فکر می کنم که شما هم این چهره رو بشناسین و یا حداقل اسمش رو شنیده باشین ولی مطمئنم اون جور که شایسته است نمی شناسیدش. چون خود من هم تا امروز که این مطلب رو خوندم از این همه اوصاف والای ایشون بی خبر بودم و فکر کردم واقعا حیفه که دیگران از این مطلب بی بهره باشند. واسه من که خیلی جالب و تاثیرگذار بود. مطمئنم که برای شما هم جالب خواهد بود.

شهید چمران

تو آن‌قدر با  معرفتی که چمران را می‌شناسی، بهتر از من! من خیلی تلاش کنم، بتوانم یک زندگی نامه ساده برایت بنویسم. زندگی نامه‌ای از چمران: مرد صالحی که یک روز با خلوص قدم زد در این سرزمین.

***

انگار به جای قلب، آتش در سینه داشت. چه سال 1311 که دنیا برای اولین بار او را دید، چه سال 1336 که در رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران فارغ‌ التحصیل شد و چه سال بعدش که بورس تحصیلی گرفت و شد جزء اعزامی‌های آمریکا. مصطفی مخ بود. استاد آمریکایی مصطفی حیرت کرده بود از این بشر. نمره 21 داده بود به او. مصطفی با ممتازترین درجه، دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسمایش را گرفت و از آمریکا بیرون آمد. دیدی؟! آمریکا نماند!

***

می‌دانم به چه فکر می‌کنی. لابد به اینکه اگر مصطفی حالا بود و شهید نشده بود، ایران شده بود ابرقدرت انرژی هسته‌ای و ما، حتماً ده سال جلوتر از حالا بودیم، استادان آمریکایی مصطفی، این روزها که بحث تحقیقات هسته‌ای شده، لابد هر روز یاد مصطفی می‌افتند که هزار و یک ایده جدید داشت. مصطفی اگر حالا بود، نامش بر سر و زبان همه قدرتمندان دنیا بود. گر چه دلم مخالف است. دلم می‌گوید مصطفی اگر بود، باز هم گمنام می‌ماند!

***

از اولین اعضای انجمن دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات ملی شدن صنعت نفت هم شرکت داشت. در آمریکا هم کوتاه نمی‌آمد هم درس می‌خواند و هم کار سیاسی می‌کرد. انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را هم خودش پایه‌ریزی کرد. رژیم پهلوی از موقعیت ویژه مصطفی که خبردار شد، بورس تحصیلی‌اش را قطع کرد. ولی مصطفی باز هم ادامه داد. رفت مصر، دو سال، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و جنگ‌های پارتیزانی را آموخت و باز طبق معمول، بهترین شاگرد دوره معرفی شد. بهترین بودن برای مصطفی، دیگر عادی شده بود.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~توجـــــــه! توجـــــــــه!~*~*

سلام می کنم به همه ی شما دوستان. امیدوارم که حالتون خوب باشه! راستش رو بخواین یه فکری داشتم که دیدم بد نیستش که توی وبلاگ بنویسم تا بهتر بتونم از نظراتتون استفاده کنم.  در واقع در نظر دارم که با همکاری شما یه وبلاگ گروهی راه بندازم (یه چیزی تو مایه های وبلاگ من و شیوا) البته اون فقط ۲ تا نویسنده داره که در مورد این وبلاگی که گفتم دوست دارم خیلی بیشتر از اینا نویسنده داشته باشه تا زود به زود هم آپ بشه. خوب پس کسایی که حاضرن من رو توی این کار یاری کنن بسم الله! منتظر نظراتتون هستم. حتما بگین و هر موضوعی هم که به فکرتون می رسه و دوست دارین بگین تا من بدونم چی کار باید بکنم!!! به نظر خودم که طرح خیلی جالبی از آب در میاد اگه همه با هم همکاری کنیم. مخصوصا کسایی که قبلا وبلاگ داشتن مثل شیوا جان ازشون انتظار دارم که با من همکاری کنن! 

منتظرتون هستم.

قربونتون برم.

موفق باشین.

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com



| *| نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~جزيره گوگل ، حاکميت گوگل بر 5 قاره جهان~*~*

تا به ‌حال نام جزيره گوگورو (Gogooroa) را شنيده‌ايد؟ گوگل درصدد است اين جزيره را در اوايل ماه آينده ميلادي خريداري کند . شايد بپرسيد : «خب ، اين جزيره کجاست؟» . در جواب بايد گفت که جزيره گوگورو در اقيانوس آرام قرار گرفته است و داراي دو ويژگي خاص براي گوگل است:

1- جزيره به شکل حرف G است و مشابه حرف نخست کلمه Google و نماد (logo) اين شرکت است .

2- دامنه ملي (طبقه‌بندي سايت‌هاي اينترنتي بر مبناي کشور و نوع سازمان صاحب وب‌سايت) اين جزيره  ".go" است که در سرتاسر جهان هواخواهان بسياري براي تملک آن وجود دارد .

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 9:3 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~نکاتی در مورد روش های صحیح مطالعه~*~*

سلام. اول از هرچیز امیدوارم که خودتون رو برای امتحانات آماده کرده باشین. فکر کردم بد نباشه حالا که امتحانا داره شروع می شه یادآوری کنم که شرط اول موفقیت توی امتحانات به خصوص امتحانات ترم ، روش صحیح مطالعه است. پس توصیه می کنم چند دقیقه از وقتتون رو بذارید و این مطلب رو بخونید.

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید ۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~20 راه به افکار خلاق و زیبا~*~*

MIADGAH IS THE BEST

  تا به حال چند بار احساس كرده‌اید كه مغز شما از كار افتاده است و دیگر قادر به فكر كردن نیستید؟

این به‌دلیل آن است كه ما نیاز داریم توانائی‌های خود را برای فكر كردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نكاتی می‌پردازد كه ما برای بیشتر و بهتر فكر كردن باید به كار گیریم و به آن نیاز داریم.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~زیباترین و جالب ترین نقاشی های 3 بعدی~*~*

بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~عشق بی منت~*~*

خانه های ژاپن با دیوار هایی ساخته شده است که دارای فضای خالی هستند و آن را با چوب می پو شانند.



در یکی از شهر های ژاپن ، مردی دیوار خانه اش را برای نو سازی خراب می کرد که مارمولکی دید. میخ از قسمت بیرونی دیوار به پایین کوبیده شده و به اصطلاح مارمولک را میخکوب کرده بود. 

 

مرد چشم بادامی ، دلش سوخت و کنجکاو شد.وقتی موقعیت میخ را با دقت بررسی کردحیرتزده شد و فهمید این میخ 10 سال پیش هنگام ساخت خانه به دیوار کوبیده شده اما... در این مدت طولانی چه اتفاقی افتاده است ؟چگونه مارمولک در این 10 سال و در چنین موقعیتی زنده مانده ؛ آن هم در یک فضای تاریک و بدون حرکت ؟

چنین چیری امکان ندارد و غیر قابل تصور است!
شهروند ژاپنی متحیر این صحنه ، دست از کار کشید و به تماشای مارمولک نشست.این جانور در 10 سال گذشته چه کار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده؟ 


محو نگاه به جانور اسرارآمیز شده بود که سر و کله مارمولک دیگری پیدا شد.این مارمولک، تکه غذایی به دهان گرفته و برای جفتش برده بود . 

مرد ژاپنی ، ناخواسته انگشت به لب گذاشت و به خود گفت :10 سال مراقبت بی منت ؛ چه عشق قشنگ و بی کلکی.چطور موجودی به این کوچکی می تواند عشقی به این بزرگی داشته باشد اما خیلی وقتها ما  انسانها از هم گریزانیم؟



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~دانلود آهنگ بسیار زیبای چشماش~*~*

Enzo ft Enfejar 

آهنگ زیبا ، غمگین و عاشقانه از انزو و انفجار (Enzo Ft Enfejar) به نام

چشماش (چرا اون منو نمی خواد)(سبک این آهنگ R&B است)


چرا اون منو نمی خواد
چرا پیشم نمیاد
چرا از اشک چشمام دلش به رحم نمیاد

آخه اون که پناه منه
اون که تکیه گاه منه
واسه چشماش میمیرم
آخه این گناه مگه

یه روز دستام توی دستش بود
یه روز عشقم دو تا چشماش بود
حالا این منم که درگیره
یه دیوونه به زنجیره

چرا اون منو نمی خواد
چرا پیشم نمیاد
چرا از اشک چشمام دلش به رحم نمیاد

من به تو حق میدم آره ولی چیزی نگو تو عاشقش شدی ولی واسش مهم نبود
نمی تونم بگم فراموش کن منم مثل تو بودم
اون وفادار نبود منم وفادار نموندم
الان مدت زیادی میگذره از قطع رابطه
ولی نمی دونم کی باعث یا کدوم حادثه
هستن دلیل اصلی رفتنش از پیشم
امان از ابهامات دارم دیوونه میشم
پس عاقبت نداره درگیر عاشقی شدن
چه گلی به سرم زدن منی که عاشق شدم
منی که حاضر شدم بگذرم از همه چیز
به خاطر کسی که شد زیباتر از هرچیز
پس چیزی نگو چه چیزی بگه چه چیزی نگه
با اینکه میدونم دلت واسه صداش تنگه
فراموش کن کسی که هرگز به دست نمیاد
به دست بیار کسی که هرگز نمیره از یاد

لینک دانلود:چشماش



| *| نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~و اینم چند تا عکس توپ از سیاوش خیرابی~*~*

| *| نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~~*~*

سلام به همه ی دوستای عزیزم که هرجا که باشم به یادم هستن! از همگی ممنون. به خاطر تاخیری که  توی آپ کردن وبلاگ داشتم واقعا معذرت می خوام. راستش رو بخواین یه چند وقتی حسش نبود که چیزی بنویسم. و حالا اومدم که انشالله نوشتن رو شروع کنم. امیدوارم که سال تحصیلی خوبی رو همگی در کنار هم در پیش رو داشته باشیم.به امید پست بعدی!بای!



| *| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 و ساعت 8:27 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~قابل توجه دوستای عزیزم!~*~*

سلام. امیدوارم که حالتون خوب و ایام به کامتون باشه! دیگه این تابستون هم داره تموم میشه. من این ۲ماهی رو که ایران بودم کلاس زبان می رفتم،واسه همین هم حوصلم اصلا سر نرفت! تازه انگلیسی ام هم خیلی خوب شده! خلاصه این که خیلی خوب گذشت!احساس می کنم وقتم اصلا تلف نشده. این چند روزه هم یعنی از بعد از تموم شدن ترم دوم کلاسم،همش بیرون بودم، دنبال خرید و این جور چیزا! واسه اینکه اگه خدا بخواد فردا مسافرم! دلم واسه همه ی دوستای گلم تنگ شده. ایشالا مدرسه ها که باز شد می بینمتون! به امید دیدار...



| *| نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~آیا چپ دست ها باهوش ترند؟!~*~*

روانشناسان در مورد مفاهیم مبهمی مانند خلاقیت و هوش اختلاف نظر دارند و هر نظری در مورد همبستگی میان این صفات و چپ‌دستی به درک بهتر خود این مفاهیم وابسته خواهد بود.
بنابراین در مورد هر اظهار نظری در مورد باهوش‌بودن چپ‌دست‌ها كه 10 درصد جمعیت جهان را تشكيل مي دهند با ترديد مواجه مي‌شود. اما چند تحقیق جدی رابطه‌هاي جالبی را میان دست غالب و مهارت‌های شناختی نشان داده‌است.
به نظر می‌رسد که راست‌دست‌ها ممکن است در تحصیلات دانشگاهی اندکی موفق‌تر از  چپ‌دست‌ها باشند.همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهند که چپ‌دست‌ها به میزان بیشتری دچار ناتوانی‌های خواندن یا دیس‌لکسیا هستند.
در مقابل چپ‌دست‌ها در وظایفی که نیازمند تجسم ذهنی اشیاست مسلط‌ترند و شاید به همین دلیل باشد که شطرنج‌بازان چپ‌دست نسبت بالاتری دارند.
مدعاهای کلی‌تر به خصوص "راست‌مغزی" در مقابل "چپ‌مغزی" بیشتر شبه‌ علم‌اند تا مفاهیمی علمی.



| *| نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~==>استفاده از کرم ضد آفتاب در زمستان~*~*

عضو انجمن متخصصان پوست و مو ايران گفت: استفاده از " كرم ضد آفتاب" در زمستان بيشتر از فصل تابستان توصيه مي‌شود .
دكتر علي اصيليان افزود:اين در حالي است كه باور عموم اين است كه استفاده از كرم ضدآفتاب تنها مختص فصل تابستان است.
وي گفت:در زمستان به دليل عبور نور از ابر ميزان صدمه‌رساني نور به پوست به خصوص در پوستهاي خشك بيشتر است.
وي افزود: ميزان اين صدمه‌رساني بعد از بارندگي برف و باران به خاطرانعكاس مستقيم نور و تابش ملايم نور خورشيد دو چندان مي‌شود.
اصيليان با اشاره به اين كه "خشكي دست" از شايعترين بيماريهاي پوستي فصل زمستان است‌,گفت: خشكي پوست و دور چشم‌,ترك پوست‌,پوست پوستي و قرمز شدن نيز از ديگر بيماريهاي شايع پوستي است كه افراد بايد براي محافظت از پوست خودبا نظر پزشك از كرم‌هاي مخصوص اين فصل استفاده كنند.



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~جن کیست؟!~*~*

jen.jpg

‍‌جن واژه‌ای عربی و به معنی "موجود پنهان و نادیدنی" است یا نامرئی (ناپیدا).
در عرف فارسی «اَجِنّه» جمع جن شمرده می شود. در عربی جمع واژه جن، جِنان است و نوع آن جِنَّه.
در قرآن مجید جن موجودی توصیف شده که «از آتش آفریده» شده است.
جن دارای دو جنس نر و ماده و دارای علم و ادراک معرفی شده است. همچنین به آنان ویژگی‌های اخلاقی داده شده و مواردی از تماس آن‌ها با انسان را متصور شده‌است. به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین می‌زیسته است. در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سوره‌ای به همین نام است.
دیگر باورهای مردم برای جن شکل ظاهری غریب و وحشتناکی را متصور می‌شوند که دارای ویژگی‌های غلوشده اخلاقی هستند. سری پیچیده‌ای از باورهای خرافی به آداب هم‌زیستی با جن و روش‌های دوری از خصومت آن‌ها می‌پردازند.

جن در فرهنگ اسلام

یکی از آفریده های خداوند موجودی است به نام جن. این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 و سوره الرحمان آیه 15 می‌فرماید:«جن موجودی است که از آتش آفریده شده است.» (و خلق الجان من مارج من نار)
جن اگرچه موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر وجودی، ضعیف‌تر از انسان و تحت تسخیر اوست؛ چنان که می‌دانیم همین موجودات در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه او بودند. پیامبری که از جنس انسان‌ها برانگیخته شود پیامبر جنیان نیز هست.
امامان معصوم علیه السلام که به اذن خداوند، قدرت تصرف بر هر چیزی را دارند، بر جنیان نیز مسلط هستند. در تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام موارد متعددی در این مورد به چشم می خورد. گاهی نیز خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی می‌نمودند، و پرسش‌های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام برطرف می‌کردند، زیرا امام برای گروه جن نیز امام است.
خلاصه سخن آن که جنیان در تکلیف و مسؤولیت‌ها و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرو افتادن در دوزخ با آدمیان یکسان هستند .
بنابراین، این سخن که "جنیان به معنای میکروب و موجودات زنده ریز و ذره بینی هستند" باطل و نادرست است. آیا آنها هستند که با انسان ها و در ردیف آنها به جهنم می‌روند؟ آیا میکروب ها هستند که در مکه به حضور رسول خدا رسیدند و ایمان آوردند و آن محل اکنون به نام مسجد جن موجود است و مستحب است که حاجیان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟
منابع: قرآن کریم، نور ملکوت قرآن، ج 2 ص 322-321 

« جن » در قران:
1- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه 15)
2- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می کند.
3- دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن دلالت بر این دارند.
4- گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند. (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (سوره جن، آیه 11 )
5- آنان نیز چون آدمیان دارای حشر و نشر و معادند. (و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً) (سوره جن، آیه 15 )
6- آنان قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع داشته‌اند ولی بعداً ممنوع شدند. (جن، آیه 9 )
7- در میان آنها جن‌هایی یافت می‌شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است. (سوره نمل،‌ آیه 39 )
8- آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره سباء،‌آیه 12 و 13 )
9- خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسان‌ها بوده. (سوره هجر، آیه 27 )
منابع: تفسیر نمونه،‌ ج 25،‌ ص 154 و 155


 



| *| نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~یه شعر قشنگ از خیام~*~*

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

                    مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

                عمراست چنان کش گذرانی گذرد

    



| *| نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 10:38 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~ میلک شیک توت فرنگی~*~*

خواستم یه تنوعی توی مطالب وبلاگ ایجاد کنم ، واسه همین دیدم بد نیست گه گاهی از خوراکی ها هم یه سراغی بگیرم!!! الان هم که تابستونه و گرما...یه نوشیدنی خنک خیلی  می چسبه!                                 
 میلک شیک توت فرنگی

مواد لازم برای 2 نفر:

توت فرنگی 200 گرم
شیر نصف لیوان
بستنی 4 اسکوپ
رنگ طبیعی قرمز(مثل آب شاتوت یا آلبالو) 3 قطره

 

طرز تهیه:

توت فرنگی، بستنی، شیر سرد و رنگ خوراکی (آب شاتوت یا آلبالو) را در مخلوط کن ریخته و به مدت 3

دقیقه مخلوط کنید.

سپس لبه لیوان را با شکر رنگی تزیین کرده و مایه میلک شیک را داخل آن بریزید.

با یک عدد توت فرنگی و دو عدد برگ نعنا نوشیدنی را تزیین نموده و با نی آن را سرو کنید.



| *| نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 12:3 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~چرا پلک می زنیم؟~*~*

   images%5B6%5D.jpg
یکبار پلک‌زدن تنها یک‌دهم ثانیه طول می‌کشد، اما همین مدت کافی است که ذرات غبار را از چشم پاک کند و مایعات نرم‌کننده را بر سطح کره چشم بگستراند.
هر زمانی که پلک می‌زنید، پلک‌هایتان مخلوطی از روغن‌ها و ترشحات مخاطی بر سطح چشم می‌گسترانند تا از خشکی چشم جلوگیری شود.
پلک‌زدن همچنین مانع رسیدن تحریکات بالقوه آسیب‌رسان به چشم‌هایتان مانند نورهای زننده و اجسام خارجی مانند گرد و غبار  می‌شود.
اما چرا هر دو تا ده ثانیه یک بار – که یک بار پلک می‌زنیم – دنیایی که می‌بینیم در تاریکی فرو نمی‌رود؟
دانشمندان دریافته‌اند که مغز انسان استعدادی را بر ای نادیده‌گرفتن این خاموشی‌های لحظه‌ای دارد.
خود عمل پلک‌زدن فعالیت را در نواحی  متعددی از مغز که مسئول شناسایی تغییرات محیطی هستند مهار می‌کند، بنابراین در نهایت شما تجربه مداومی از دنیای پیش چشم‌تان خواهید داشت.



| *| نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~ارتودنسی هم خز شد رفت!!!~*~*

           


| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~زیارت رجبیه: در تعقیبات نمازهای روز و شب~*~*

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش
عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى
مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و
وَ زِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 
 
يا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.



| *| نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~فضیلت ماه رجب~*~*

                                                                      

                                     ماه رجب

من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد. پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.

در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد: رجب، ماه عظيمى است كه خداوند، اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايد و گناهان را در آن محو مى كند. پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.

بارى در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.

پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم.

من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخى از اوقات آن، فضيلت ويژه اى دارد; مثلا اوّلين شب جمعه ماه رجب، داراى امتيازى بزرگ است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد; فرشتگان آن را «ليلة الرغائب» مى نامند. چرا كه وقتى يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى نيست مگر اينكه در كنار كعبه مشرفه آيد; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم! هرچه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزى; خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.

يكى از كارهاى مهم و شايسته در ماه رجب، كمك به مستمندان است. امام صادق(عليه السلام) از پدران گراميش از امام على(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:...هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرمايد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.

در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت; ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه مهمترین آن، در روز بیست و هفتم این ماه است؛ چرا كه آخرين پيامبر برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.

بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمينه و مقدمه اى جهت كسب آمادگى براى درك درست و شايسته ماه مبارك رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اكنون در برخى از شهرهاى كشور عزيزمان ايران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى كنند: يكى «اعتكاف» كه دستور اكيد اسلام است با احكام و دستورات ويژه اش و ديگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى كه از حضرت امام صادق(عليه السلام) به ما رسيده است.


| *| نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~این الرجبیون؟~*~*

«رجب» نهری است از نهرهای بهشت.

در روایت آمده هر کس که ماه رجب را روزه بگیرد، در بهشت از نهر آن بهره مند می گردد.

اولین شب جمعه ی ماه رجب به «لیلة الرغائب» معروف است، که روزه داری روز آن ثواب فراوانی دارد و اگر

روزه دار حاجتی داشته باشد و آن را پیش از افطار از خداوند طلب کند حتما حاجتش برآورده خواهد شد.

پس بیایید همه با هم این پنج شنبه را روزه بگیریم و قبل از افطار هم خواسته هایمان را از خداوند 

مهربان طلب کنیم،باشد که اجابت شود.

 



| *| نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~ماه رجب هم از راه رسید!~*~*

بالاخره ماه رجب امسال هم سر  رسید! نمی دونم می دونید یا نه،ولی باید یادآوری کنم که همه ی عبادت ها توی این ماه از ثواب خیلی بیشتری برخوردارند. به خصوص «روزه» که خیلی به اون توصیه شده. بهتون پیشنهاد می کنم که حتما یه سری به کتاب مفاتیح الجنان بزنید و اعمالی رو که برای این ماه نوشته شده مطالعه کنید.

  



| *| نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~پروین اعتصامی~*~*

 داشتم دیوان پروین رو ورق می زدم که چشمم افتاد به شعر «آرزوی پرواز». اگه یادتون باشه این شعر رو قبلا توی کتاب فارسی خوندیم!البته با اندکی تصرف و تلخیص!!! من واستون شعر کاملش رو میذارم!

img/daneshnameh_up/0/0d/Etesami.gif

آرزوی پرواز

کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
بجرات کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
گه از تشویش سر در زیر پر کرد
نه فکرش با قضا دمساز گشتن
نه‌اش نیروی زان ره بازگشتن
نه گفتی کان حوادث را چه نامست
نه راه لانه دانستی کدامست
نه چون هر شب حدیث آب و دانی
نه از خواب خوشی نام و نشانی
فتاد از پای و کرد از عجز فریاد
ز شاخی مادرش آواز در داد
کزینسان است رسم خودپسندی
چنین افتند مستان از بلندی
بدن خردی نیاید از تو کاری
به پشت عقل باید بردباری
ترا پرواز بس زودست و دشوار
ز نو کاران که خواهد کار بسیار
بیاموزندت این جرئت مه و سال
همت نیرو فزایند، هم پر و بال
هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است
هنوز از چرخ، بیم دستبرد است
هنوزت نیست پای برزن و بام
هنوزت نوبت خواب است و آرام
هنوزت انده بند و قفس نیست
بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست
نگردد پخته کس با فکر خامی
نپوید راه هستی را به گامی
ترا توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~کهکشانهای غیرمعمول همسایه های خود را می خورند!~*~*

به نظر می رسد کهکشانهای سیفرت ، کهکشانهای مارپیچی معمولی هستند اما روشنایی مرکز آنها متغیر می باشد . تا زمانی که تصاویری در نور مرئی از آنها تهیه نشده بود بیشترین علامت این کهکشانها برخورد آنها با همسایگانشان بود . اطلاعات به دست آمده از آرایه ی عظیم رادیویی آشکار کرد که کهکشانهای سیفرت به کمک سیاهچاله های ابر پر جرم در مرکز خود از کهکشانهای همسایه تغذیه می کنند . ستاره شناسان در این مورد تردید داشتند و نشانه ای برای تایید این نظریه در دستشان نبود . تئوری پیشتاز در این زمینه بیان می کرد که علت نوسان نور مرکز کهکشانهای سیفرت برخورد آنها با کهکشانهای همسایه است . هنگامی که ستاره شناسان به سیفرت ها با کمک تلسکوپهای نور مرئی نگاه کردند هیچ نشانه ای از برخورد نبود و در حقیقت گازهای هیدروژن از کهکشانهای همسایه به سمت سیفرت ها کشیده می شوند .

منبع خبر : جهان امروز 

تصویر
 



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~سلمان رشدی؟!~*~*

سلام. چند روز پیش داشتم توی اینترنت میگشتم که دیدم درباره ی سلمان رشدی نویسنده ی کتاب آیات شیطانی نوشته. نمی دونم تا حالا دربارش شنیدین یا نه ولی به نظر من که این این نوشته خیلی خوب بود. لینکش رو واستون این پایین میذارم، اگه دوست داشتین ببینین.

                     ماجرای سلمان رشدی...                                            



| *| نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~این هم یه شعر از شاهنامه ی فردوسی!~*~*

بیا تا جهان را به بد نسپریم

به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار



| *| نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 1:37 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~خورشید~*~*

مقدمه

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~گذشته ها گذشته~*~*

مخور غم گذشته

گذشته ها گذشته

هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته

به فکر آینده باش

دلشاد و سرزنده باش

به انتظار

طلعت خورشید تابنده باش



| *| نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شاید این جمعه بیاید شاید~*~*

 



| *| نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~زنگ تفریح~*~*

یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست

و یادمان باشد ساعت بعد حساب داریم!

 



| *| نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~~*~*

                                       


| *| نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شما اوقات فراغتتون رو چه جوری می گذرونید؟!~*~*

به نظر من با یه برنامه ریزی درست میشه از تعطیلات بهترین استفاده رو کرد. شاید بهتر باشه همه ی کلاس هایی رو که دوست دارید برید رو در نظر بگیرید و بعد اون ها رو طبقه بندی کنید. مثلا کلاس های هنری==>موسیقی-نقاشی- خطاطی و ... کلاس های درسی==> شامل دروسی که در طول سال توشون ضعف داشتین یا اون ها رو خوب یاد نگرفتین یا مثلا زبان های مختلف(انگلیسی - فرانسه و...) و بعد ۲۴  ساعتتون رو در نظر بگیرید. سعی کنید ساعت خوابتون بیشتر از ۸ ساعت نباشه. بعد تایم کلاس هایی رو که می تونید ثبت نام کنید رو از ۱۶ ساعت باقی مونده کم کنید. البته حواستون باشه که قرار نیست خودتون رو با کلاس های جورواجور خفه کنید!!!!!! ساعاتی رو که واستون باقی می مونه رو می تونید به ورزش-استراحت- غذا خوردن و همین طور گردش و تفریح بپردازید. در ضمن هر کلاسی که ثبت نام کنید توی خونه هم احتیاج به مرور آموخته هاتون خواهید داشت-پس برای این قسمت هم وقتی رو در نظر بگیرید. مهم ترین نکته:مهم ترین نکته اینه که شما به هیچ وجه نباید ورزش- غذا خوردن و خوابتون رو از مقداری که نیاز بدن شماست کم تر کنید چون در این صورت نه تنها در کلاس هایی که ثبت نام کردید موفق نمیشید و از اون ها لذت نمی برید بلکه در این صورت این کلاس ها باعث خستگی و ضعف قوای شما خواهند شد.   پس این رو همیشه یادتون باشه که سلامتی شما در راس همه  اموریه که شما باید مورد اهمیت خودتون قرار بدید.



| *| نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شاد زیستن~*~*

تا شقایق هست

زندگی باید کرد

یادمون باشه اگه بخوایم خوب زندگی کنیم

باید

شاد زندگی کنیم.

و برای شاید زیستن باید از اتفاقاتی که واسمون رخ میده 

درس بگیریم و به خاطر اونا غصه نخوریم!



| *| نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~در گلستانه~*~*

در گلستانه


دشت هايي چه فراخ!

کوههايي چه بلند !

در گلستانه چه بوي علفي مي آمد!

من در اين آبادي ، پي چيزي مي گشتم :

پي خوابي شايد ،

پي نوري ، ريگي ، لبخندي .

 پشت تبريزي ها

غفلت پاکي بود ، که صدايم مي زد .

پاي ني زاري ماندم ، باد مي آمد ، گوش دادم :

چه کسي با من حرف مي زد ؟



| *| نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~سلاااااااااااااااااااااام!~*~*

سلام به همگیخیلی وقت بود که نیومده بودم توی نت!!!!! راستش وقتی که رسیدم ایران- فرداش مریض شدم بدجور!!!!!!! چند روز هم حالم خیلی بد بود!!!! این رو واسه این گفتم که یه وقت فکر نکنین شما رو یادم رفته!!!!(قابل توجه شیوا جون) راستش اینجا خیلی وقتم کمه!!!! واسه همین سعی می کنم تا می تونم مطلب بنویسم و بعدا سر صبر بذارمش تو وبلاگ!!!! خوب دیگه باز هم از همتون ممنونم که بهم سر می زنین و کامنت میذارین. امیدوارم همیشه شاد باشین. بای



| *| نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~کارنامه--مسافرت من!~*~*

سلام! خوبین؟ چه خبرا؟ زیاد وقت ندارم که اینجا بمونم! حتما متوجه شدین که این روزا کمتر به بلاگ سر می زنم! واسه اینکه دوشنبه مسافرم! خودتون هم که می دونین مسافرته و هزار بدبختی!!! واسه همین هم اصلا فرصت نمی کنم که بیام رو نت!الان هم باید زود برم! وقتی هم که برم ایران دیگه فکر نمی کنم زیاد بتونم بیام چون تابستونا هیچ کس بیکار نیست!!!!کلاس های جور واجور و تفریح و...وقت همه رو می گیره! راستی امروز کارنامه رو گرفتم !! باورم نمیشه! معدلم ۲۰ بود!خدا رو از ته دل شکر کردم! الان هم خیلی کار دارم. با اینکه دلم نمیاد ولی باید بگم خداحافظ تا تاریخی که خودم هم نمیدونم کی هست!



| *| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط Mariya |

 

 


morvarid2057

Mariya

morvarid2057

http://morvarid2057.blogfa.com

---=زندگی بدون توقف=---

---=زندگی بدون توقف=---

---=زندگی بدون توقف=---

سلام.امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد. سعی می کنم مطالب وبلاگ متنوع باشه تا شما عزیزان رو خسته نکنه. از این که به این وبلاگ سر میزنین ممنونم. نظر و پیشنهاد فراموش نشه لطفا. زندگی منتظر ما نمی مونه تا از فرصت ها استفاده کنیم , این ماییم که باید منتظر فرصت های زندگی بمونیم

---=زندگی بدون توقف=---

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس