تبليغاتX
---=زندگی بدون توقف=---
---=زندگی بدون توقف=---
*~*~ » سوالها و جوابهاي خنده دار~*~*


چرا در اينترنت به جاي يك دبليو سه تا مي گذارند ؟ چو ن كار از محكم كاري عيب نمي كنه

! اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه میشود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد

چرا مار نمی تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد

برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

! نصف النهار چیست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است

آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

چرا دوچرخه خودش نمی تواند بایستد؟ چون خیلی خسته است!

اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می كند؟ براش صندلی می گذاریم !

دارچین چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

اگر شخصی خیلی سر شناس باشد به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنیم ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

-چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

- فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

اختراعی که برای- جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند



| *| نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~چگونه جذاب و دلربا باشیم~*~*

 www.miadgah.org چگونه جذاب و دلربا باشيم

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~نقاشی های جالب روی بدنه ی هواپیما~*~*

| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 9:56 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~آخرین مدل حالگیری!!!~*~*

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم.

من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان

عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~آخرین کلمات شخصیت های مختلف قبل از مرگ~*~*

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شناخت شخصیت از روی حرکات چشمها~*~*


شناخت شخصيت از روي حرکات چشمهاwww.miadgah.org

سطح چشمها: در يك گروه، معمولا فردي كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايستاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهد نشانگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركت غير ارادي يك افشاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيام چنين است: "به حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم به سمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشاره بر كمرويي بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه تمايل به آشنايي بيشتر است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميگويد: "مايلم با شما بيشتر آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

چشمك: چشمك يك علامت غرض آلود است. نشانگر آن است كه رمز و رازي ميان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شود كه دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اي از اين هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مي اندازد.

http://miadgah.org



| *| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط Mariya |
*~*~زخم بر پیکر خورشید~*~*

او که ....

همه آفرینش او را می شناسند و نامش پهنه گیتی را پر ساخته است.

یا حسین

او که مایه دلگرمی و امید هر مظلوم و بی پناهی است و با این حال همانی است که ارکان ستم را می لرزاند و فرو می پاشد.

او که بین زمین و آسمان غوغا بپا کرده است و فرشتگان آسمان او را می ستایند و مرغان هوا و ماهیان دریا در غم تنهایی و مظلومیت و عزای او می گریند.

او که در عبودیت و بندگی، تنها در برابر خالق یکتا سر فرود می آورد و تمامی بت ها و بت پرستان را در زیر پای توحیدی خود خرد ساخته و نابود می سازد.

موحد شب زنده داری که بهترین لحظات زندگی را در مناجات و راز و نیاز با معبود خویش می داند.

همو که عاشق نماز و تلاوت قرآن و مناجات با رب العالمین است تا آنجا که شب عاشورا را نیز غنیمت می شمرد ؛ همان کسی که برای هیچ چیز حاضر به درخواست از دشمن نیست اما عشق به همنشینی با پروردگار او را وادار به درخواست مهلت یک شب از دشمن می کند و برادر و مادر خود را واسطه این مهلت قرار می دهد.

 

محرم

او که در خدمت به بندگان خدا و رساندن غذا به فقیران و مستمندان مرارت و سختی را بر خود همواره می سازد و نیمه های شب، کیسه های آذوقه و غذا را بدوش می کشد و خانه به خانه به یاری آنان می شتابد و به وضع فقیرانه آنان رسیدگی می کند و چون پیوسته چنین بود ، شانه های مبارکش زخم کهنه ای داشت که موجب شد در واپسین روز یازدهم محرم توجه همگان را بخود جلب کند بگونه ای که وقتی راوی از فرزند عزیزش زین العابدین علیه السلام از این زخم کهنه می پرسد (چونکه نمی توانست از زخم های حاصل از شمشیر و نیزه روز عاشورا بوده باشد) پاسخ شنید که این زخم آثار به دوش کشیدن انبانهای غذا و آذوقه هایی است که پدرم شبانه به در خانه مستمندان و مسکینان می برد.

او که در شجاعت و پایمردی و استقامت و جنگ آوری چشم دوست و دشمن را خیره کرده بود.

کسی که دشمنان زیادی بر او تاختند و فرزندان و اهل بیت و یارانش را کشتند؛ اما قوی و دلدار و مصمم و مطمئن در برابر خصم ایستاد و هر چقدر که تنهاتر شد و یا به پایان عمر نزدیکتر، برافروخته تر و شادابتر گردید و با نشاطتر.

وقتی به انبوه دشمن حمله می برد، دشمن از مقابل او همچون فوج ملخهای گرفتار در گرداب طوفان پا به فرار می گذاشتند و یکدیگر را زیر پای خود له می کردند. و او با قوت به جای خود برمی گشت در حالیکه می فرمود "لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم"

وقتی به انبوه دشمن حمله می برد، دشمن از مقابل او همچون فوج ملخهای گرفتار در گرداب طوفان پا به فرار می گذاشتند و یکدیگر را زیر پای خود له می کردند. و او با قوت به جای خود برمی گشت در حالیکه می فرمود "لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم"

او که همچون آسیای عرب بگردد و قهرمانان را خرد کند و در جنگ وارد نشود مگر با عزم و اراده ای که مرگ از او بترسد.

صاحب همتی که اگر بخواهد گام بر شانه ستارگان می نهد.

شجاع و دلاوری که مرگ را تنگ در آغوش خویش می کشد تا همه آنان که جمع شده اند برای تکه نانی یا قطعه پارچه ای و یا بدست آوردن عنوانی او را بکشند شرمسار خویش سازد.

آزاده ای که مرگ را بر زندگی با فرومایگان ترجیح می دهد و زنده بودن در کنار ستمگران و را ننگ و زبونی می داند و کشته شدن در راه دین و کرامت و آزادگی را زنده بودن جاودانه می داند.

سلام بر او روزی که تولد یافت و روزی که به شهادت رسید و روزی که برانگیخته خواهد شد.

منبع:سایت تبیان



| *| نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~میا ای آفتاب~*~*

نوحه، محرم، امام حسین

این شعر از كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر توانای آستان اهل بیت، جناب آقای غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقای حسین فتحی تهیه و تنظیم گردیده است.

 

میا ای آفتاب

 

متاب ای ماه امشب، تا نبینم صبح فردا را                  ببار ای اشک تا دریا کنم دامان صحرا را

بریز ای آسمان خون جای باران بر زمین امشب           که پرپر می کند فردا خزان گل های زهرا  را

بگریید ای تمام اهل عالم آن چنان امشب                  که با اشک خود از خجلت برون آرید سقا را

ندای ارجعی دل برده از هفتاد و دو عاشق                 صدای العطش آتش زده اعماق دریا را

وضو گیرید از خون دل خود ای بنی هاشم!                  که بردارید فردا از زمین، قرآن لیلا را

نگهدار ای سکینه! اشک های دیده ی خود را             که در گودال خون فردا بشویی جسم بابا را

میا ای آفتابِ صبح بیرون از افق فردا                          که  با سوز عطش اصغر ندارد تاب گرما را

الهی مهر زندانی شود در سینه ی مشرق                 که در گودالِ خون، زهرا  نبیند ظهر فردا را

بگردید آل یاسین سخت فردا در بیابان ها                    که دریابید زیر خارها گل های طاها را

سپاه حق و باطل صف کشیدند از دو سو میثم           میان این دو صف بشناس دنیا و عقبا را



| *| نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~شهیدی با نمره ی بیست و یک!~*~*

"شهید مصطفی چمران"... فکر می کنم که شما هم این چهره رو بشناسین و یا حداقل اسمش رو شنیده باشین ولی مطمئنم اون جور که شایسته است نمی شناسیدش. چون خود من هم تا امروز که این مطلب رو خوندم از این همه اوصاف والای ایشون بی خبر بودم و فکر کردم واقعا حیفه که دیگران از این مطلب بی بهره باشند. واسه من که خیلی جالب و تاثیرگذار بود. مطمئنم که برای شما هم جالب خواهد بود.

شهید چمران

تو آن‌قدر با  معرفتی که چمران را می‌شناسی، بهتر از من! من خیلی تلاش کنم، بتوانم یک زندگی نامه ساده برایت بنویسم. زندگی نامه‌ای از چمران: مرد صالحی که یک روز با خلوص قدم زد در این سرزمین.

***

انگار به جای قلب، آتش در سینه داشت. چه سال 1311 که دنیا برای اولین بار او را دید، چه سال 1336 که در رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران فارغ‌ التحصیل شد و چه سال بعدش که بورس تحصیلی گرفت و شد جزء اعزامی‌های آمریکا. مصطفی مخ بود. استاد آمریکایی مصطفی حیرت کرده بود از این بشر. نمره 21 داده بود به او. مصطفی با ممتازترین درجه، دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسمایش را گرفت و از آمریکا بیرون آمد. دیدی؟! آمریکا نماند!

***

می‌دانم به چه فکر می‌کنی. لابد به اینکه اگر مصطفی حالا بود و شهید نشده بود، ایران شده بود ابرقدرت انرژی هسته‌ای و ما، حتماً ده سال جلوتر از حالا بودیم، استادان آمریکایی مصطفی، این روزها که بحث تحقیقات هسته‌ای شده، لابد هر روز یاد مصطفی می‌افتند که هزار و یک ایده جدید داشت. مصطفی اگر حالا بود، نامش بر سر و زبان همه قدرتمندان دنیا بود. گر چه دلم مخالف است. دلم می‌گوید مصطفی اگر بود، باز هم گمنام می‌ماند!

***

از اولین اعضای انجمن دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات ملی شدن صنعت نفت هم شرکت داشت. در آمریکا هم کوتاه نمی‌آمد هم درس می‌خواند و هم کار سیاسی می‌کرد. انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را هم خودش پایه‌ریزی کرد. رژیم پهلوی از موقعیت ویژه مصطفی که خبردار شد، بورس تحصیلی‌اش را قطع کرد. ولی مصطفی باز هم ادامه داد. رفت مصر، دو سال، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و جنگ‌های پارتیزانی را آموخت و باز طبق معمول، بهترین شاگرد دوره معرفی شد. بهترین بودن برای مصطفی، دیگر عادی شده بود.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~توجـــــــه! توجـــــــــه!~*~*

سلام می کنم به همه ی شما دوستان. امیدوارم که حالتون خوب باشه! راستش رو بخواین یه فکری داشتم که دیدم بد نیستش که توی وبلاگ بنویسم تا بهتر بتونم از نظراتتون استفاده کنم.  در واقع در نظر دارم که با همکاری شما یه وبلاگ گروهی راه بندازم (یه چیزی تو مایه های وبلاگ من و شیوا) البته اون فقط ۲ تا نویسنده داره که در مورد این وبلاگی که گفتم دوست دارم خیلی بیشتر از اینا نویسنده داشته باشه تا زود به زود هم آپ بشه. خوب پس کسایی که حاضرن من رو توی این کار یاری کنن بسم الله! منتظر نظراتتون هستم. حتما بگین و هر موضوعی هم که به فکرتون می رسه و دوست دارین بگین تا من بدونم چی کار باید بکنم!!! به نظر خودم که طرح خیلی جالبی از آب در میاد اگه همه با هم همکاری کنیم. مخصوصا کسایی که قبلا وبلاگ داشتن مثل شیوا جان ازشون انتظار دارم که با من همکاری کنن! 

منتظرتون هستم.

قربونتون برم.

موفق باشین.

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com



| *| نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~جزيره گوگل ، حاکميت گوگل بر 5 قاره جهان~*~*

تا به ‌حال نام جزيره گوگورو (Gogooroa) را شنيده‌ايد؟ گوگل درصدد است اين جزيره را در اوايل ماه آينده ميلادي خريداري کند . شايد بپرسيد : «خب ، اين جزيره کجاست؟» . در جواب بايد گفت که جزيره گوگورو در اقيانوس آرام قرار گرفته است و داراي دو ويژگي خاص براي گوگل است:

1- جزيره به شکل حرف G است و مشابه حرف نخست کلمه Google و نماد (logo) اين شرکت است .

2- دامنه ملي (طبقه‌بندي سايت‌هاي اينترنتي بر مبناي کشور و نوع سازمان صاحب وب‌سايت) اين جزيره  ".go" است که در سرتاسر جهان هواخواهان بسياري براي تملک آن وجود دارد .

 



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 9:3 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~نکاتی در مورد روش های صحیح مطالعه~*~*

سلام. اول از هرچیز امیدوارم که خودتون رو برای امتحانات آماده کرده باشین. فکر کردم بد نباشه حالا که امتحانا داره شروع می شه یادآوری کنم که شرط اول موفقیت توی امتحانات به خصوص امتحانات ترم ، روش صحیح مطالعه است. پس توصیه می کنم چند دقیقه از وقتتون رو بذارید و این مطلب رو بخونید.

بارها شنیده ایم که دانش آموز یا دانشجویی می گوید :
(( دیگرحال و حوصله خواندن این کتاب را ندارم ))یا ((آنقدرازاین کتاب خسته شده ام که قابل گفتن نیست))ویا ((هرچقدرمیخوانم مثل اینکه کمتر یاد می گیریم))ویا ((ده بار خواندم و تکرار کردم ولی بازهم یاد نگرفتم))به راستی مشکل چیست ؟ آیا برای یادگیری درس واقعا” باید ۱۰ بار کتاب را خواند ؟ آیا باید دروس خود را پشت سرهم مرور کرد؟وآیا بایددهها بار درس راتکرار کردتا یادگرفت ؟ مطمئنا” اگر چنین باشد ، مطالعه کاری سخت و طاقت فرسا است . اما واقعیت چیزی دیگر است . واقعیت آن است که این گروه از فراگیران ، روش صحیح مطالعه را نمی دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چیزی راجع به چگونه درس خواندن نمی آموزند . یادگیری و مطالعه ، رابطه ای تنگاتنگ و مستقیم با یکدیگر دارند، تا جایی که می توان این دو را لازم و ملزوم یکدیگر دانست. برای اینکه میزان یادگیری افزایش یابد باید قبل از هرچیز مطالعه ای فعال و پویا داشت .



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط Mariya |
*~*~20 راه به افکار خلاق و زیبا~*~*

MIADGAH IS THE BEST

  تا به حال چند بار احساس كرده‌اید كه مغز شما از كار افتاده است و دیگر قادر به فكر كردن نیستید؟

این به‌دلیل آن است كه ما نیاز داریم توانائی‌های خود را برای فكر كردن افزایش دهیم. مطلب حاضر به نكاتی می‌پردازد كه ما برای بیشتر و بهتر فكر كردن باید به كار گیریم و به آن نیاز داریم.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 5:47 بعد از ظهر توسط Mariya |

 

 


morvarid2057

Mariya

morvarid2057

http://morvarid2057.blogfa.com

---=زندگی بدون توقف=---

---=زندگی بدون توقف=---

---=زندگی بدون توقف=---

سلام.امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون بیاد. سعی می کنم مطالب وبلاگ متنوع باشه تا شما عزیزان رو خسته نکنه. از این که به این وبلاگ سر میزنین ممنونم. نظر و پیشنهاد فراموش نشه لطفا. زندگی منتظر ما نمی مونه تا از فرصت ها استفاده کنیم , این ماییم که باید منتظر فرصت های زندگی بمونیم

---=زندگی بدون توقف=---

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس